انتخاب استاندار خوزستان: نبود پوست در بازی و خطر انفجار ابله‌ها

اهواز ژورنالعارف شجراتی – استان خوزستان، به‌عنوان یکی از استان‌های استراتژیک ایران، نیاز به مدیری توانمند و مسئولیت‌پذیر دارد که نه تنها توانمندی‌های مدیریتی و تخصصی داشته باشد، بلکه بر تصمیمات خود پاسخگو باشد. در این نوشتار موجز سعی بر این است تا با استفاده از نظریه‌های “پوست در بازی” از نسیم نیکلاس طالب و “انفجار ابله‌ها” از استیو جابز، به اهمیت مسئولیت‌پذیری در فرآیند انتخاب استاندار و پیامدهای احتمالی آن در صورت عدم توجه به این مسئولیت بپردازم.

انتخاب استاندار خوزستان: نبود پوست در بازی و خطر انفجار ابله‌ها

1. پوست در بازی: فقدان مسئولیت‌پذیری در انتخاب استاندار نظریه “پوست در بازی” از نسیم نیکلاس طالب به این اصل اشاره دارد که افرادی که تصمیمات مهم می‌گیرند، باید در نتایج و پیامدهای آن سهیم باشند و به نوعی در آن ریسک داشته باشند. در فرآیند انتخاب استاندار، تصمیم‌گیرندگان اصلی غالباً خود را از نتایج این تصمیمات مبرا می‌کنند. نبود “پوست در بازی” به این معناست که این افراد، در صورت فشل بودن استاندار، مسئولیتی واقعی را در قبال نتیجه تصمیمات خود نمی‌پذیرند. این مسئله منجر به انتخاب‌های غیرمسئولانه و کوتاه‌مدت می‌شود که نه تنها به نفع استان نبوده، بلکه به تخریب و ناکارآمدی در سطح مدیریت استانی منجر خواهد شد.

2. انفجار ابله‌ها: خطر انتخاب مدیران ناکارآمد استیو جابز نظریه ای با عنوان “انفجار ابله‌ها” دارد. مطابق این نظریه، مدیرانی که توانمندی‌های لازم را ندارند، به دلیل ترس از از دست دادن جایگاه، معمولاً کسانی را انتخاب می‌کنند که از نظر مهارت‌ها و دانش از خودشان ضعیف‌ترند. در نهایت، این رویه باعث می‌شود که یک شبکه از افراد نالایق و ناکارآمد در رأس سازمان‌ها شکل گیرد. در فرآیند انتخاب استاندار، اگر فردی که انتخاب می‌شود فاقد توانمندی‌های مدیریتی باشد، او نیز برای حفظ موقعیت خود از کسانی استفاده خواهد کرد که ناکارآمدی خود را بازتولید کنند. در نهایت، این چرخه به سرعت و در کوتاه مدت، با ایجاد محیطی از افراد ضعیف و غیرقابل اعتماد، منجر به “انفجار ابله‌ها” می‌شود.

رابطه بین این دو نظریه و تأثیر آن بر استان خوزستان

زمانی که تصمیم‌گیرندگان در فرآیند انتخاب استاندار خوزستان “پوست در بازی” ندارند، احتمال می‌رود که شخصی انتخاب شود که فاقد مهارت‌ها و تخصص لازم باشد. این انتخاب نادرست به زودی به مرحله‌ای می‌رسد که مدیران ناکارآمد دیگری نیز به سیستم وارد می‌شوند و “انفجار ابله‌ها” رخ می‌دهد. نتیجه این فرآیند آن است که استان خوزستان به جای برخورداری از مدیریتی پویا و کارآمد، به دست مدیرانی ضعیف و ناکارآمد می‌افتد که نه تنها قادر به حل مشکلات موجود نیستند، بلکه ممکن است با تصمیمات نامناسب خود، اوضاع را بدتر کنند.

مخلص کلام آنکه، با توجه به اهمیت انتخاب استاندار خوزستان، ضروری است که تصمیم‌گیرندگان اصلی در این فرآیند، مسئولیت‌پذیری و “پوست در بازی” داشته باشند. این به معنای آن است که افراد تصمیم‌گیر باید به صراحت گزینه‌های پیشنهادی خود به مرکز را به افکار عمومی معرفی کنند تا در صورت ناکارآمدی و عدم تحقق انتظارات از استاندار منتصب، امکان مواخذه و پاسخگویی آنها (تصمیم گیران و افراد مؤثر) وجود داشته باشد. در غیر این صورت، این انتخاب می‌تواند به ایجاد محیطی از “انفجار ابله‌ها” بیانجامد که در نهایت به کاهش کارایی و افزایش ناکارآمدی در مدیریت استان منجر خواهد شد.

تنها با پذیرش “مسئولیت‌پذیری” واقعی و “شفاف‌سازی” این انتخاب‌ها، می‌توان از بروز این مشکل جلوگیری کرده و به توسعه و رشد پایدار خوزستان کمک کرد.

به اشتراک بگذارید
Ahwazjournal
Ahwazjournal
مقالات: 257

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *