وحدت رقیب، غارت پست ها توسط رفیق


اهواز ژورنال – گزارش اختصاصی، تحلیلی سیاسی؛ در حالی که جریان اصولگرا در خوزستان با هوشمندی تمام، فتیله اختلافات را پایین کشیده و چراغ خاموش مشغول یارگیری و رسیدن به وحدت حداکثری است، در اردوگاه اصلاح طلبان و حامیان دولت وضعیت شرم آور است. ستادهای انتخاباتی آقای پزشکیان که هنوز باور نکرده اند انتخابات تمام شده، هر روز به یک بهانه پشت در اتاق استاندار صف می کشند تا سهم شان را از غنائم بگیرند.
اما فاجعه اصلی، صف های جلوی استانداری نیست؛ بلکه فاجعه در تاریکخانه های تصمیم ساز از جمله منزلی واقع در کوی اساتید دانشگاه شهید چمران رقم می خورد. جایی که آقای صفایی مقدم سفره رنگین انتصابات استان را پهن کرده و تحت هدایت های واتساپی آقای محمد کیانوش راد، در حال نسخه پیچی برای استاندار و دستگاه های دولتی و حتی خصولتی است. البته از ایشان که تمام عمرشان را صرف تدریس «فلسفه تعلیم و تربیت» کرده اند و تخصص شان مباحث نظری در حوزه علوم تربیتی است، عجیب است که سر پیری ناگهان هوس کرده اند، ردای علم و دانش را کنار بگذارند و برای نظام مدیریتی و اجرایی خوزستان نسخه بپیچند. مشخص نیست فرمول های انتزاعیِ فلسفه تعلیم و تربیت، چه ربطی به مدیریت پیچیده ی خوزستان دارد که ایشان شده اند همه کاره ی عزل و نصب ها؟!
خروجی این مدیریتِ فلسفی-فانتزی جناب مشاور عالی، رسما تضییع حقوق عامه و توهین مستقیم به شعور مردم خوزستان است. تصور کنید در محفل کوی اساتید، برای مدیریت استان مهم و استراتژیکی مانند خوزستان، کسی در کنار آقای فیلسوف نشسته و نظر می دهد که مدرک تحصیلی اش دیپلم است و تا همین یک ماه پیش شغل شریفش اداره یک چایخانه و قلیان خانه بوده است!
حالا جناب صفایی مقدم با آن دک و پزِ آکادمیک، همین نخبه را از پشت دخل قلیان خانه برداشته و با سفارش ویژه به استخدام شرکت فولاد اکسین درآورده است. احتمالا در فلسفه ی ایشان، تخصص در «تنباکو و چاق کردن قلیان» پیش نیاز اشتغال در واحد آموزش صنعت فولاد بوده که ما خبر نداشتیم!
آن طرف میز هم خانمی غیربومی از اهالی چهارمحال و بختیاری نشسته که برخلاف فیگورهای روشنفکرانه، هر هفته برای شرکت در تقسیم غنائم، از مسجدسلیمان به کوی اساتید می آید. البته ایشان هم از سفره پهن شده بی نصیب نمانده و پاداش این حضور محفلی، معرفی برای عضویت در هیات مدیره یکی از شرکت های شستا و حمایت خاص در محل کار فعلی(شرکت پتروشیمی مسجد سلیمان) بوده است.
آقای استاندار! کلاهتان را بالاتر بگذارید. وقتی رقیب دارد با نظم و برنامه جلو می آید، اتاق فکر شما با راهبری یک مدرس فلسفه تعلیم و تربیت، شده پاتوق چایخانه داران و مسافران راه دور که دغدغه شان فقط کندن یک پست نان و آب دار از پیکر نیمه جان خوزستان است. این بساط محفل نشینی کوی اساتید را جمع کنید قبل از اینکه دودش به چشم همه برود.



