تاریخ شفاهی، ابزاری مُدرن برای فهم فرآیندهای توسعه

اهواز ژورنال – محمدنبهان، دانشجوی مقطع دکترای جامعهشناسی اقتصادی و توسعه؛ برای درک عمیق چرایی مواجه با فرآیند توسعه در هر محیطی در گام اول نیاز مُبرم به شناخت دقیق هویت محلی-منطقهای و آشکارسازی پیشینه و گستردگی «بافتهای تاریخی» آن در عرصه زمانی و اقلیمی وجود دارد، از این رو به شدت ایده تاسیس یک «کارگروه صرفا علمی میانرشتهای» در حوزه #تاریخ_شفاهی به عنوان یکی از پیشزمینههای « #توسعه_پایدار»، امری قابل استدلال و توجیه پذیر است.
کارگروهی که در سطوح کلان بتواند بیطرفانه و با همیاری میدانهای محلی تحقیق، و تجربیات مطلعین، با بکارگیری روشهای پژوهشی علمی به تقویت ارتباط میان نسلها، تقویت #هویت محلی-منطقهای، و حل مسائل اجتماعی و فرهنگی کمک کند. شناخت روایتهای مردم از تحولات شهر میتواند به درک عمیقتر مسائل، مشکلات و نیازهای واقعی شهروندان کمک کند. این اطلاعات میتوانند در «برنامهریزیهای شهری» برای فهم بهتر تأثیر سیاستهای محلی و پروژههای عمرانی بر زندگی مردم و «توسعه پایدار» در جهت استفاده از دیدگاههای شهروندان برای حل مسائل زیستمحیطی، اجتماعی و حتی اقتصادی مؤثر باشند.
باید اشاره کرد که خیلی از روستاها، شهرها و .. دارای تاریخ محلی غنیای هستند که ممکن است در تاریخنگاری رسمی کمتر به آن پرداخته شده است، لذا یکی از اشکالات عمده مطروحه در بررسی اسناد مکتوب تاریخی، عدم توجه ویژه به عنصر اساسی تشکیل دهنده این تاریخ، یعنی خود «مردم» است، به این معنی که عموماً تمرکز بر شنیدهها و دیدههای آنان و روایتشان از دریچهای متفاوت با روایتی مسلطی از کُریدورهای قدرت، سیاست و مصالح گروههای متنفع است. بدینسان پژوهشگران در این هنگامهها نیازمند نوعی رها سازی روایتهای آنها (مردم)، قصههای بومی، ضربالمثلها و حتی شعرهای محلی و … مردم هستند، تا بتوانند محیطهای محلی خود را از درون بشناسند، روایتهایی که امکان سفر ذهنی اما حقیقی ما را به دوران مختلف تاریخی آن روستاها، شهرها و یا حتی کشورها فراهم کند.
در حقیقت «تاریخ شفاهی» نوعی پژوهش از جنس #تحقیق_کیفی است و با ماهیت میانرشتهای در محافل علمی و تاریخ پژوهی گسترش پیدا کرده است. فلسفه و روش تاریخ شفاهی بر مطالعه و ثبت تجربیات، خاطرات و روایتهای شخصی افراد متمرکز است. این روش بهعنوان یکی از رویکردهای مهم در تاریخنگاری مدرن، تلاش میکند تا زوایای جدیدی از تاریخ را که در اسناد رسمی، نوشتهها، یا منابع کلاسیک کمتر به آنها پرداخته شده است، آشکار سازد، تاریخ شفاهی تلاش میکند صدای گروههایی را که در تاریخ رسمی نادیده گرفته شدهاند، مانند زنان، اقلیتها، کارگران، یا دیگر اقشار جامعه، برجسته کند. این امر به ایجاد روایتی چندصدایی و جامعتر از تاریخ کمک میکند.
در فلسفه تاریخ شفاهی، تجربیات شخصی افراد بهعنوان منابع معتبر و معنادار برای فهم گذشته تلقی میشوند. این نوع استراتژی در روش، تاریخ را نه فقط در سطح رخدادهای بزرگ، بلکه در زندگی روزمره و تأثیر این رخدادها بر افراد بررسی میکند. باید تاکید کرد که روایتهای شفاهی نهتنها بازتاب تجربه فردی هستند، بلکه محصول تعامل میان مصاحبهکننده و مصاحبهشونده نیز میباشند. این تعامل باعث میشود که تاریخ شفاهی به یک فرآیند اجتماعی و پویا تبدیل شود. تاریخ شفاهی به این نکته توجه دارد که حافظه انسان ممکن است تحتتأثیر زمان، احساسات و عوامل اجتماعی تغییر کند. بنابراین، روایتها انعکاسی از درک افراد از گذشته در لحظهای خاص هستند.




