درباب اهمیت پرداختن به نقدها نسبت به مدیریت کلان استان خوزستان از منظر جامعهشناختی

اهوازژورنال– محمدنبهان، جامعهشناس اقتصادی و توسعه- نقدهای حساب شده کارکردی را بایستی از نقزدنها و هیاهوی مطالبات سهمی و انتفاعی جدا دانست، متن روایت انتقادی به خوبی مشخص میکند ناقد در کدام عرصه در حال حرکت است.
– استان خوزستان از منظر نیروها و سرمایههای انسانی در سطوح مدیریت ارشد استان و نیز در فضای ملی، بسیار فقیر و به سختی میتوان مدیران جوان ارشد دههی هفتادی یافت وانگهی سرمایههای عظیم فکری و عملیاتی دههی شصت با سیاستهای سنتی در استان در مرز هرز رفتگی کامل قرارگرفته است.
– اینکه چرا انتقادات جدی، اساسی و بنیادی تمام بدنه مدیریت استان را فراگرفته مسأله انتظار آحاد جامعه نسبت به تغییر و تحول مثبت در استان است، اگر نخواهیم از واژههای گسترده و فراگیر استفاده کنیم.
– مسأله بعدی عدم توان ایجاد «وفاق نخبگانی» و حداکثری جامعه بر اساس مولفههای علمی و منافع ملیست که در این شش ماه گذشته بسیار نا امید کننده ظاهر شد.
– و در آخر باید تاکید کرد تراکم مسائل ساده اما عمیق در استان آنقدر افزایش یافته که جامعه دیگر از توان تابآوری لازم برای شنیدن «گفتار درمانی» صرف (مدیر ارشد استان) برخوردار نیست و طرح مسائل احساسی نهتنها کاربرد ارتباط معنوی خود را از دست داده است، بلکه مردم را نسبت به دولت و همهی مسئولان استانی نا امید و شرایط «اعتماد اجتماعی» را به طور جدی ساقط کرده است.




