پایان قریبالوقوع استاندار و خیز فرصتطلبان؛ معمای سکوت حامیان «ع.ح» در خوزستان / موالیزاده در آخر خط؛ سکوت پرسشبرانگیز حامیان دولت


اهواز ژورنال– از شواهد موجود برمیآید که دوران استانداری سیدمحمدرضا موالیزاده رو به پایان است. نخستین استاندار عرب خوزستان روزهای آخر خود را در عمارت فلسطین سپری میکند و دولت تصمیم جدی برای تغییر او دارد. همزمان، زمزمهها درباره جانشینی وی – چه با گزینههای غیربومی و چه با جدیترین گزینه بومی یعنی «ع.ح.» – پررنگتر از همیشه شنیده میشود.
این تغییر البته ناگهانی نیست؛ ماهها انتقاد، مستندات کارشناسی و فشارهای اجتماعی عملکرد ناکارآمد استاندار را زیر سؤال برده بود. اما آنچه اکنون برجسته میشود، نه اصل تغییر، بلکه سکوت معنادار حامیان دولت و طرفداران گزینه بومی است.
گروهی که خود را به عنوان چهرههای فرهیخته، علمی و مدعی وفاق اجتماعی معرفی کردهاند، امروز در برابر ناکارآمدی آشکار استاندار فعلی زبان به نقد نمیگشایند. این سکوت زمانی پرسشبرانگیزتر میشود که بدانیم همین افراد در بزنگاه تغییرات، بیشترین بهرهبرداری سیاسی را خواهند کرد. آیا منافع فردی و محاسبات پشتپرده مانع از موضعگیری صریح آنان شده است؟ یا آنکه ترجیح میدهند تنها در روز تقسیم سهم و قدرت وارد میدان شوند؟
عدهای خاص که این روزها حامی جدی «ع.ح.» شدهاند، آیا از اخبار پشت پرده تغییر استاندار مطلعاند و به همین دلیل چنین رفتار حسابشدهای را در پیش گرفتهاند؟ سکوت این طیف بیش از آنکه نشانه عقلانیت باشد، بوی فرصتطلبی میدهد.
از سوی دیگر، موضع دولت نیز جای تأمل دارد. دکتر پزشکیان بارها در مصاحبههای خود، و حتی اخیرا از انتخاب استاندار بلوچ سنی و کرد سنی را بهعنوان نشانه وفاق با مردم آن مناطق معرفی کرد. اما هیچ اشارهای به استاندار عرب و ضرورت وفاق با مردم عرب خوزستان نکرد. آیا این غفلت نشانهای از تغییرات قریبالوقوع است؟
همچنین، سکوت حامیان جدید استاندار در دفاع از او در گروههای عمومی، در حالی که پیشتر مدافع جدی رقیب وی بودند، پرسشی تازه را پیش میکشد: آیا این تغییر موضع به نشست اخیر گزینه پیشین آنان با وزارت کشور مربوط میشود؟
تحلیل شرایط امروز خوزستان نشان میدهد که این سکوت نه یک بیاهمیتانگاری ساده، بلکه نوعی استراتژی بقا است. گروهی میکوشند با کمترین هزینه، خود را در صف پیروز نهایی قرار دهند. اما جامعه خوزستان بهخوبی درک میکند که چنین فرصتطلبیهایی هیچ نسبتی با مسئولیتپذیری و حقیقتگویی ندارد.
اگر این سکوت ادامه یابد، فردا در حافظه سیاسی مردم، بهعنوان نشانهای از بیعملی و منفعتگرایی ثبت خواهد شد. پرسش اساسی همچنان باقی است: چرا حامیان ع.ح. که خود موافق استاندار فعلی بودهاند، در برابر ناکارآمدی آشکار او زبان نقد را بستهاند؟


