یک سال فرصت‌سوزی در خوزستان؛ نارضایتی عمومی از راندمان مدیریتی / «خوزستان در ایستگاه یکم: تیم مدیریتی ناکارآمد، از شعار تا واقعیت؛ انتظارات مردم همچنان پابرجاست»

اهواز ژورنال- گزارش تحلیلی سیاسی وضعیت مدیریت در خوزستان؛ با گذشت یک سال از آغاز به کار مدیریت ارشد استان، انتظار عمومی برای مشاهده تحولات مثبت و بهبود وضعیت، به چالش کشیده شده است. ارزیابی عملکرد این دوره، نشان‌دهنده استمرار چالش‌های مدیریتی و نارضایتی فزاینده در سطح عمومی است. این گزارش به تحلیل اجمالی رویکردها و نتایج یک سال فرصت‌سوزی در استان می‌پردازد.

یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر عملکرد یک ساله مدیریت استان، چگونگی شکل‌گیری تیم مدیریتی و معاونان بوده است. به نظر می‌رسد انتخاب افرادی با سابقه و تجربه کمتر و رویکردهای غیرهمسو با سیاست‌های توسعه‌ای، منجر به تضعیف توان اجرایی استان شده است. این انتخاب‌ها، به جای ایجاد هم‌افزایی و پیشبرد اهداف توسعه‌ای، به نوعی گسست و ناکارآمدی در بدنه مدیریتی استان دامن زده است. پیامد این رویکرد، عدم تحقق چشم‌اندازهای مثبت و تعمیق مشکلات موجود بوده است.

در طول این یک سال، بخش‌های مختلف مدیریتی استان، نتوانسته‌اند گام‌های مؤثری برای رفع چالش‌های اساسی بردارند. در حوزه سیاسی و اجتماعی، شاهد عدم شکل‌گیری سازوکارهای لازم برای کاهش تنش‌های اجتماعی و تقویت همبستگی در استان بوده‌ایم. فقدان یک رویکرد فعال در تعامل با اقشار مختلف مردم و جریان‌های اجتماعی، به بروز بی‌تفاوتی و ناامیدی در این حوزه منجر شده است. در حوزه توسعه و منابع انسانی، ضعف مفرط در پیگیری پروژه‌های کلان، ناتوانی در جذب سرمایه‌گذاری‌های جدید، عدم استفاده بهینه از ظرفیت‌های انسانی و ایجاد فرصت‌های شغلی، به وضوح مشاهده می‌شود. این ناکارآمدی، به بالا ماندن نرخ بیکاری و تشدید فقر در میان جوانان و خانواده‌ها انجامیده و چشم‌انداز روشنی برای آینده اقتصادی و اجتماعی استان ترسیم نکرده است. شرایط در حوزه عمرانی و مدیریت پروژه‌های زیربنایی، انتقادات گسترده‌ای را به دنبال داشته است. بی‌برنامگی و تأخیر در اجرای طرح‌های عمرانی، به بن‌بست رسیدن بسیاری از این پروژه‌ها و تداوم بحران زیرساختی در بخش‌هایی نظیر آب، برق و جاده، از پیامدهای این رویکرد بوده است.

یکی دیگر از نقاط ضعف عمده در این دوره، عدم همسویی و همراهی کافی با برنامه‌ها و سیاست‌های کلان دولت مرکزی بوده است. به جای همگرایی و تلاش در راستای اهداف ملی برای رفع تبعیض‌ها و توسعه متوازن، رویکردهایی مشاهده شده که بیشتر بر مقاومت و عدم همکاری استوار بوده است. این شرایط، نه تنها به ضرر مردم استان است، بلکه به مانعی در مسیر بهره‌مندی از حمایت‌های ملی تبدیل شده است.

با وجود تمامی چالش‌ها و ناکارآمدی‌ها در بخش‌های مختلف، مسئولیت اصلی تمامی این موارد بر عهده عالی‌ترین مقام اجرایی استان است. نقش این مقام در انتخاب و هدایت تیم مدیریتی، نظارت بر عملکرد و اتخاذ تصمیمات راهبردی برای استان، محوری و غیرقابل انکار است. انتخاب‌های نادرست و عدم رهبری قاطع در این مسیر، فرصت‌های طلایی توسعه را از استان دریغ کرده و خوزستان را در این یک سال به عقب رانده است.

وضعیت کنونی استان خوزستان، حاکی از ضرورت بازنگری جدی در رویکردهای مدیریتی و اجرایی است. نارضایتی عمومی، ضعف در توسعه اقتصادی و اجتماعی و بحران زیرساخت‌ها، همگی نشان از نیاز به اصلاح عمیق در ساختار و شیوه اداره استان دارد. خوزستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریتی قوی، کارآمد و همسو با نیازهای مردم و برنامه‌های توسعه‌ای کشور است تا بتواند از این چالش‌ها عبور کرده و مسیر پیشرفت را هموار سازد.

به اشتراک بگذارید
Ahwazjournal
Ahwazjournal
مقالات: 257

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *