چرخش حیرتانگیز ستاد مرکزی پزشکیان در خوزستان؛ پشت درهای بسته، اصولی که به سهمخواهی تبدیل میشوند

معامله پشت پرده در اهواز: اصلاحطلبان تریبونزن، حافظان صندلی استاندار!
اهواز ژورنال– گزارش اختصاصی تحلیلی از وضعیت مدیریت سیاسی و دوگانگی منافع در ستاد مرکزی؛ در روزهایی که فضای سیاسی خوزستان بیش از هر زمان دیگری پیچیده و مبهم است، تحرکات تازه اعضای ستاد مرکزی انتخابات ریاست جمهوری در استان، بهویژه رئیس آن، صفایی مقدم، پرسشهای فراوانی را برانگیخته است. ستادی که در ظاهر داعیهدار حمایت از مردم و اصلاحگری دارد، اما در عمل نشان داده معیار اصلیاش نه اصول سیاسی که منافع شخصی و حفظ موقعیت است.
صفایی مقدم که در آغاز انتصاب موالیزاده از حامیان جدی وی محسوب میشد، پس از تثبیت جایگاه استاندار با طرح خواستهها و گزینههای مورد نظر خود کوشید نفوذش را در بدنه مدیریتی استان گسترش دهد. اما با بیتوجهی نسبی استاندار به این مطالبات، فاصله و سردی میان دو طرف آغاز شد. این دوری، برای برخی ناظران به معنای پایان حمایت صفایی مقدم از موالیزاده تعبیر شد.
با این حال، صفایی مقدم و حلقه نزدیکش بار دیگر ثابت کردند که «بازی سیاسی» را خوب بلدند. چند روز گذشته، در نشستی خصوصی، وی به همراه چند تن از اعضای فعال ستاد مرکزی، همانهایی که در فضای عمومی مدعی مردمی بودناند اما در جلسات محرمانه در پی سهمخواهیاند، بار دیگر با استاندار پیمان دوستی و همراهی بستند.
این چرخش ناگهانی، بدنه اصلی جریان اصلاحطلب و حامیان دولت را در خوزستان شگفتزده کرد. بسیاری میپرسند: آیا ستاد مرکزی واقعاً منتقد عملکرد استاندار است یا تأییدکننده او؟ آیا این مواضع دوگانه از اصول نشأت میگیرد یا از منافع؟
بررسیها نشان میدهد که رفتار این افراد تابعی از منافع لحظهایشان است. در فضای مجازی و تریبونها منتقد سرسخت موالیزادهاند، اما در پشت درهای بسته، زبان تحسین و معامله دارند. هر جا منافعشان تأمین شود، منتقدترین چهرهها نیز ناگهان حامی میشوند.
از سوی دیگر، موالیزاده که این روزها در وضعیت نامعلومی از نظر تثبیت جایگاه خود به سر میبرد، ناچار است با این جریان در تماس بماند. او بهخوبی میداند که بخشی از بقای سیاسیاش به تعامل با همین گروه گره خورده است؛ حتی اگر به قیمت امتیاز دادن و نادیده گرفتن برخی اصول مدیریتی تمام شود.
با این حال، بعید نیست همین جمعی که امروز در حلقه اطراف او نشستهاند، فردا و در صورت احساس خطر برای منافعشان، همانند گذشته او را در لبه پرتگاه سیاسی تنها بگذارند. این چهرهها نه به استاندار، بلکه به بازی ماندگاری در قدرت وفادارند.
به هر حال، موالیزاده برای ماندن، وارد میدانی شده که نتیجهاش از هماکنون روشن است؛ بازیای که بازنده اصلی آن، خود او خواهد بود و برندهاش کسانی که همیشه منافع شخصی را بر مصالح استان و مردم ترجیح دادهاند.
مدیریت ارشد، برای تحقق نتایج مؤثرتر، نیازمند ارزیابی واقعبینانه عملکرد خود و شناسایی دقیق نقاط قوت و چالشهاست. تغییر رویکرد از نمایش قدرت به اعمال قدرت سازنده، همراه با همافزایی میان مجموعهها، میتواند زمینه ارتقای کارآمدی و افزایش اثرگذاری را فراهم کند.



