از انتصاب ساسان معتقد تا کنکور در تاریکی؛ سهمخواهی صفاییمقدم چگونه زحمت یکساله دانشآموزان اهواز را هدر داد؟

اهواز ژورنال- گزارش اختصاصی: کنکور برای یک دانشآموز، فقط یک آزمون دو ساعته نیست؛ حاصل ۱۲ سال تحصیل و ماهها تلاش، اضطراب و برنامهریزی است. با این حال، امروز حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ داوطلب کنکور در حوزه دانشکده فنیوحرفهای اهواز، در شرایطی آزمون دادند که قطعی برق، گرمای طاقتفرسا و تاریکی سالن، نظم جلسه را مختل کرد و به گفته داوطلبان، فضای آزمون را تحت تأثیر قرار داد.
این اتفاق، اگرچه در ظاهر یک قطعی برق است، اما در لایه عمیقتر، یک سؤال جدی مدیریتی را مطرح میکند: چرا برای برگزاری آزمونی با این اهمیت، ابتداییترین هماهنگیها انجام نشده است؟
معمولاً پیش از برگزاری کنکور، حوزههای امتحانی باید از نظر برق، روشنایی، سرمایش، امنیت و امکانات بررسی شوند و هماهنگی لازم با شرکت توزیع نیروی برق صورت گیرد تا در ساعات برگزاری آزمون، داوطلبان با چنین وضعیتی مواجه نشوند. بنابراین اگر امروز در یک حوزه امتحانی مهم اهواز برق قطع شده و صدها دانشآموز در گرما و تاریکی آزمون دادهاند، باید پرسید چه کسی مسئول این بیبرنامگی است؟ اما مسئله به همینجا ختم نمیشود.
آنچه امروز در حوزه امتحانی دانشکده فنیوحرفهای اهواز رخ داد، از نگاه منتقدان، میتواند نتیجه زنجیرهای از تصمیمات مدیریتی و انتصابی باشد که طی ماههای گذشته در این مجموعه شکل گرفته است؛ تصمیماتی که به گفته برخی نیروهای سابق، به جای تکیه بر تجربه و تخصص، تحت تأثیر گرایشهای سیاسی و سهمخواهیهای مدیریتی قرار گرفتهاند.
نام مسعود صفاییمقدم در این میان مطرح است؛ فردی که منتقدان، او را در تغییرات مدیریتی این مجموعه و حمایت از انتصاب ساسان معتقد به ریاست دانشکده فنیوحرفهای مرتبط میدانند.
پرسش اساسی اینجاست: آیا آموزش عالی و مدیریت دانشگاه قرار است محل تسویهحسابهای سیاسی و سهمخواهی باشد یا جایی برای استفاده از نیروهای متخصص و باتجربه؟
بر اساس روایت مطرحشده از سوی یکی از نیروهای سابق مجموعه، در دوره اخیر شماری از نیروهای باتجربه کنار گذاشته شده و تغییراتی در معاونتها و مدیریت بخشهای مختلف صورت گرفته است؛ تغییراتی که منتقدان معتقدند لزوماً بر مبنای شایستگی و تجربه مدیریتی نبوده است.
حتی درباره تغییر رئیس دانشکده دختران نیز این انتقاد مطرح شده که مدیری با سابقه و تجربه، کنار گذاشته شده است. اگر این انتقادات صحت داشته باشد، نتیجه امروز دقیقاً همان چیزی است که باید از آن ترسید: وقتی تخصص قربانی انتصابهای سیاسی شود، اولین قربانی، کیفیت خدمترسانی است و امروز دانشآموزان کنکوری تاوان آن را دادهاند.
مدیری که مسئول برگزاری یک آزمون چندصدنفره است، باید بداند برق، کولر، روشنایی و هماهنگی با شرکت توزیع، جزو امور تشریفاتی نیستند. اینها ابتداییترین الزامات برگزاری آزمونی هستند که میتواند سرنوشت یک جوان را رقم بزند.
دانشآموزی که یک سال درس خوانده، شبها بیدار مانده، هزینه کرده و برای همین دو ساعت جنگیده است، نباید قربانی تغییرات مدیریتی، بیتجربگی یا سهمخواهی سیاسی شود.
مسئله امروز فقط قطع برق نیست؛ مسئله، سیاسی شدن مدیریت آموزش و کنار گذاشتن شایستهسالاری است. اگر انتصابها بر اساس سهم سیاسی انجام شود، اگر نیروهای متخصص کنار گذاشته شوند و افراد کمتجربه جای آنها را بگیرند، طبیعی است که دیر یا زود هزینه این تصمیمات در کف جامعه پرداخت شود؛ یک روز در قالب اختلال در خدمات دانشگاه، روز دیگر در خوابگاه و سلف و کلاس درس و امروز در قالب کنکور در تاریکی و گرما.
اکنون افکار عمومی حق دارد از صفاییمقدم و مدیران دانشگاه پاسخ بخواهد: چه کسی مسئول این بیتدبیری بود؟ چرا برای حوزهای که صدها داوطلب در آن آزمون میدادند، هماهنگی لازم برای جلوگیری از قطع برق انجام نشد؟ چه کسی پاسخگوی لطمه احتمالی به تمرکز و آرامش داوطلبان است؟ و اساساً معیار انتصاب مدیران جدید چه بوده است؛ تخصص و تجربه یا تعلقات سیاسی؟
کنکور امروز تمام شد؛ اما برای بعضی از این دانشآموزان، شاید چند ساعت تاریکی و گرما، بهای سنگینی برای یک سال تلاش داشته باشد.
و این همان نقطهای است که باید پرسید: آیا سهمخواهی سیاسی در انتصابات، ارزشش را داشت که حتی برگزاری یک آزمون را هم نتوانیم بدون بحران مدیریت کنیم؟




