از آذر منصوری تا صفاییمقدم؛ شکست اصلاحطلبی در میدان عمل/اصلاحات خوزستان؛ از مردم تا منصب، سقوط یک اعتماد


اهوازژورنال– در شرایطی که دولت وفاق ملی به یکسالگی خود رسیده و جامعه مدنی خوزستان انتظار عبور از سهمخواهیها و ورود به فاز حکمرانی عقلانی را داشت، اصلاحطلبان استان نه تنها از این فرصت برای بازسازی اعتماد عمومی بهره نبردند، بلکه به بازتولید چرخه ناکارآمدیهای گذشته دامن زدند.
اصلاحطلبی در خوزستان امروز، نه حامل امید که بدل به جریان حامی انتصاب، حلقهسازی، و ستادگرایی شده است. این یک انحراف آشکار از تعهد تاریخی این جریان به مردم و عدالت است.
شکاف عمیق میان مردم و اصلاحطلبان خوزستان
جامعه مدنی خوزستان، با وجود تمام تهدیدها و فشارها، امروز صراحتاً پرسشی اساسی دارد: خروجی عملی اصلاحطلبان استان چه بوده است؟ وعدهها کجا رفتند و چرا بهجای بهبود وضع مردم، تنها خروجی ملموس اصلاحات در خوزستان، انتصابات سفارشی و سهمخواهی ستادی بوده است؟
سهمخواهی بهجای خدمترسانی؛ نقشآفرینی مخرب حلقهها
در رأس این بازی سیاسی، حلقه مسعود صفاییمقدم و بخشهایی از ستاد انتخاباتی دکتر پزشکیان در خوزستان قرار دارند که در اقدامی سازمانیافته، بهجای واگذاری عرصه به نخبگان و بدنه تخصصی، درگیر توزیع مناصب بین چهرههای نزدیک به خود شدهاند. این مسیر جز تشدید بیاعتمادی عمومی، نتیجهای نداشته است.
نادیده گرفتن ظرفیتهای مردمی؛ کنار زدن ستادهای مردمی
بر خلاف شعارهای اولیه، ستادهای مردمی که در میدان انتخابات برای پزشکان هزینه دادند، حالا کنار زده شدهاند. حاکمیت بلامنازع ستاد مرکزی و حلقههای قدرت در انتصابات، نهتنها شایستهگزینی را کنار گذاشت بلکه بدنه اجتماعی جریان اصلاحات را نیز از خود گریزان کرد.
دخالت جریان وابسته به غلامرضا شریعتی در ساختارهای فعلی
در این میان، حلقه نزدیک به غلامرضا شریعتی نیز با دخالت آشکار در فرایندهای انتصابی، بخشی از این چرخه معیوب شده است؛ جریانی که به جای بازسازی ساختار، تنها در پی تکرار الگوی گذشته است.
معاونت سیاسی استانداری؛ مدیریت یا مهار انتقاد؟
گرچه سرپرست معاونت سیاسی اجتماعی استان تلاش کرد با تشکیل تالار گفتگو، فضایی برای تبادل نظر ایجاد کند، اما این حرکت بیش از آنکه به «درمان» گفتوگوهای سیاسی پرتنش بینجامد، به ابزاری برای کنترل فضای نقد و مهار صدای مخالف بدل شده است. گفتوگویی که در آن نقد به انکار تعبیر شود، مشارکت نمیسازد.
آذر منصوری و روایت ناکام از اصلاحطلبی
در یادداشت اخیر آذر منصوری، از نقش نهادهای مدنی و لزوم گفتوگو گفته شده است. اما آیا اصلاحات در خوزستان امروز، تجلی همین گفتوگوست یا برعکس، نفی آن؟ آیا واقعاً اصلاحطلبی یعنی بازگشت به حاکمیت عقلانیت، یا تبدیل شدن به شریک خاموش قدرت؟
واقعیت این است که اصلاحات در خوزستان، در بزنگاه حساس اجتماعی، از نقش خود عقبنشینی کرده و صرفاً به بازتولید ساختار قدرت موجود پرداخته است.
اصلاحطلبی، اگر قرار است بهجای مطالبهگری، به محافظهکاری، ستادگرایی و سهمخواهی تن دهد، دیگر نه راه سوم است، نه امیدبخش، نه حتی یک گزینه. اصلاحات در خوزستان نیازمند بازنگری جدی است. بدون آن، نه تنها پروژه دولت وفاق ملی در استان شکست میخورد، بلکه سرمایه اجتماعی این جریان نیز برای همیشه از دست خواهد رفت.
جامعه مدنی استان حالا منتظر پاسخ است؛ پاسخی روشن، شفاف و فارغ از شعار.
خوزستان، امروز بیش از هر زمان دیگر، گفتمان واقعی اصلاحات را نیاز دارد؛ نه چهرههای سهمطلبی که تنها با تابلوی اصلاحات وارد میدان شدهاند.



