خوزستان در چنبره؛ وقتی “اتاق فرمانهای بیرون از استان” سرنوشت مدیریت را مینویسند/ بازیگران پشت پرده، ریلگذاران انتصابات: استانداری در سایه سنگین مهرهگردانیها؟

اهواز ژورنال– گزارش تحلیلی سیاسی وضعیت مدیریت در خوزستان، استان زرخیز خوزستان، این روزها در کالبد مدیریتی خود، روایتگر داستانی پرغصه از فاصلهی عمیق میان شعارهای عدالتمحور یک دولت تازهنفس و واقعیت تلخ عملکرد مدیران محلی است. صدای نارضایتیها، نه تنها از بطن جامعه، بلکه حتی از میان حامیان دیرین دولت چهاردهم به گوش میرسد؛ صدایی که ریشههای آن را باید در دخالتهای پیدا و پنهانِ کانونهای قدرت خارج از استان و نفوذ برخی چهرههای سیاسی ذینفوذ جستوجو کرد.
شنیدهها حاکی از آن است که سایه سنگین لابیگریهای پشت پرده و اعمال نفوذهای هدفمند، آنچنان بر پیکر مدیریت استان سنگینی میکند که گویا دست عالیترین مقام اجرایی خوزستان، یعنی استاندار، در اتخاذ تصمیمات مستقل، بسته مانده است. این وضعیت، به جای آنکه سکاندار ارشد استان را به بازوی مقتدر دولت در میدان عمل تبدیل کند، او را به تابعی از تصمیمات و خواستههای کانونهای قدرت پشت صحنه مبدل ساخته است.
نتیجه این مهرهگردانیها چه بوده است؟ تحمیل بیپردهی نیروهایی که شاید در کارنامه تخصصیشان نشانی از لیاقت و کارآمدی نیست؛ افرادی که به پشتوانه روابط سیاسی و لابیهای برخی مراکز قدرت، بدون رزومه تخصصی و کارنامه روشن، بر مناصب کلیدی تکیه زدهاند. این رویه، نه تنها شکاف عمیقی میان حامیان وفادار دولت و بدنهی کارشناسی متخصص ایجاد کرده، بلکه اختلافات داخلی را نیز دامن زده و اعتماد عمومی را بیش از پیش خدشهدار ساخته است.
تحلیلگران وضعیت استان معتقدند، عدم توانایی استاندار در ایستادگی قاطعانه در برابر فشارهای رانتی و سفارشهای سیاسی، به یکی از بزرگترین نقاط ضعف کابینه در خوزستان تبدیل شده است. این تلقی که مدیریت ارشد استان در برابر جریانهای نفوذ ضعیف و تابع عمل میکند، هر روز بیشتر در افکار عمومی ریشه میدواند؛ تصویری که با شعارهای عدالتمحوری و شایستهسالاری دولت، کیلومترها فاصله دارد.
انتصابات سفارشی و بوی رانت، نه تنها بیعدالتی در توزیع فرصتها را فریاد میزند، بلکه نیروهای متخصص، متعهد و مستقل را به حاشیه میراند؛ سرمایههای انسانی که میتوانستند گرهگشای مشکلات عدیده استان باشند. خروجی این وضعیت نگرانکننده، چیزی جز ناکامی در حل مشکلات اساسی، بیعملی در مدیریت بحرانها، افزایش حس بیاعتمادی مردم و آشکار شدن فاصله دولت با آرمانهای خود نیست.
این دخالتها و نفوذها، گویا نه تنها کارآمدی دستگاه اجرایی را کاهش داده، بلکه جبهههای متعارض را در میان خود حامیان دولت نیز فعال کرده است. به نظر میرسد دولت، از درون دچار شکاف و استهلاک سیاسی شده؛ پدیدهای که میتواند پیامدهای ناگواری برای آینده استان و حتی کشور داشته باشد.
پیشبینی وضعیت آینده، اگر این روند ادامه یابد، چندان امیدبخش نیست. استمرار انتصابات رانتی و تحمیلی، و حرکت مدیریت استان در سایه تصمیمات محافل قدرت غیررسمی، بیشک به تعمیق بحرانها و افزایش نارضایتی عمومی در خوزستان خواهد انجامید. دودی که از این آتش برمیخیزد، مستقیم به چشم دولت چهاردهم خواهد رفت و میتواند هزینههای سیاسی سنگینی را برای آن به همراه داشته باشد. آیا وقت آن نرسیده که پردهها کنار رود و دستهای پنهان، آشکار شوند؟


