ستاد مرکزی موتور ناکارآمدی و بحران در خوزستان


اهواز ژورنال– محمدبنی طرفی؛ یادداشت سیاسی، وضعیت خوزستان امروز تنها محصول یک عامل یا یک جریان خاص نیست بلکه مجموعهای از تصمیمات نادرست بیتوجهیها و سیاستهای محدودنگرانه است که در کنار هم استان را به وضعیت بحرانی فعلی کشانده است. در میان این عوامل نقش منفی ستادی بهنام ستاد مرکزی دکتر پزشکیان و حلقه نزدیکان ریاست این ستاد از جایگاهی پررنگ و تعیینکننده برخوردار است. ستادی که به جای آنکه حامی و بازوی اجرایی دولت در خوزستان باشد به کانون حذف، انحصار و ناکارآمدی بدل شد.
از نخستین روزها این ستاد بهجای میدان دادن به نیروهای شایسته و همدل با دولت با نشستهای محفلی و تصمیمات پشت پرده، نخبگان وفادار به جریان دولت را حذف و بهجای آنان افرادی مسئلهدار بیسابقه و فاقد کارنامه قابل دفاع را معرفی کرد. حذف مخالفان شاید ذهن را به سمت حذف جریانهای بیرون از دولت ببرد اما واقعیت تلخ آن است که بسیاری از نخبگان همراه دولت قربانی این سیاستها شدند آنهم صرفاً برای جا باز کردن برای نیروهای بیاعتبار و بیتجربه.
استاندار موالیزاده نیز بهجای تکیه بر بدنه اجتماعی دولت و استفاده از ظرفیت ارزشمند نخبگان بومی عملاً اسیر سیاستهای محدود ستاد مرکزی شد. تحمیل نیروهای کممایه و وابسته، نهتنها ضعف مدیریتی را تشدید کرد، بلکه به شکل مستقیم سرمایه اجتماعی دولت در استان را فرسوده ساخت. امروز در میان مردم، ناامیدی و بیاعتمادی موج میزند و این نتیجه مستقیم دخالتهای ستاد مرکزی و سیاستهای حذفی آن است.
ستاد مرکزی باید بداند که مسئول اصلی این وضعیت است. دیگر با شعار نمیتوان دود تبعیض و سوءمدیریت را پنهان کرد. خوزستان استانی استراتژیک و زخمخورده است ادامه این مسیر نهتنها خیانت به مردم بلکه بیتوجهی آشکار به مأموریت رئیسجمهور در بهرهگیری از نخبگان واقعی استان محسوب میشود.
امروز زمان پاسخگویی است نه فرار به جلو. اگر دولت میخواهد اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند باید دخالتهای زیانبار ستاد مرکزی را متوقف و میدان مدیریت استان را به نیروهای صادق و شایسته بسپارد. پایان دادن به سیاست حذف و تبعیض، تنها راه نجات خوزستان از گرداب کنونی است.



