چرخشهای فرصتطلبانه و سکوت پرابهام؛ استاندار خوزستان و آزمون یک مدیریت در آستانه سقوط

خوزستان: قربانی “مدعیان دیروز، مدافعان امروز” و “مدیری بیجرات، گرفتار در باتلاق مصلحت”
اهواز ژورنال- یادداشت تحلیلی سیاسی- محمد بنی طرف- خوزستان، این پاره تن زخمخورده و رنجکشیده، امروز بیش از هر زمان دیگری در تبوتاب یک مدیریت قاطع و بیپرده میسوزد. مدیری که نه در حصار شعار و نمایش، بلکه در کوران عمل، چون سدی فولادین، پایِ حقوق غارتشده مردم بایستد. اما آنچه به چشم میآید، تکرار مکررات است. استانداری که به جای تکیه بر نبوغ و تخصص، میدان را به دلالان فرصتطلبی واداده که سالهاست هنرشان، نه خدمت، که چرخشهای رذیلانه و موجسواری بر دریای دردهای مردم است.
دیروز، همین زالوها، با غریو فریاد، خود را مدعی عدالت و منتقد سرسخت معرفی میکردند، بر ضعفهای مبرم مدیریت میتاختند و سینه سپر میکردند برای مردم. اما امروز، با لبخندی مسموم و یک اشاره، همان مدعیانِ پرشور، به مدافعانی بیقید و شرط بدل شدهاند. گویی تمام آن نعرهها و اعتراضها، نقابی بیش نبوده، برای ربودن سهمی از سفره رنج مردم. این چرخشهای ناگهانی، نه نشانی از تحول در عملکرد استاندار است و نه دلیلی بر اصلاح، بلکه سندی محکم بر بیصداقتی کسانی است که خود را دلسوز مردم مینامند، اما سالهاست بر گرده این دیار سوار شده و خوزستان را در گرداب عقبماندگی فرو بردهاند.
استاندار خوزستان نیز، با سکوت مرگبار و تسلیم محض، عملاً میدان را برای جولان همین جماعت فرصتطلب باز گذاشته است. به جای آنکه شریان مدیریت را به دست چهرههای پاکدست، متخصص و بومی بسپارد، با گردآوری همین جمعِ فرصتطلب، بر بیکفایتی و رخوت خود مُهر تأیید زده است. مدیری که جرأت ندارد تصمیمی مستقل بگیرد و بر آن پافشاری کند، چگونه میتواند مدعی خدمت باشد؟ چگونه میتواند مرهمی بر دردهای کهنه این دیار باشد؟
مردم خوزستان، شجاعت را در روزهای خون و آتش دفاع مقدس به جهانیان فریاد زدند. مردمی که با خون خود، این خاک را آبیاری کردند، حالا حق دارند مدیری شجاع، مستقل و از جنس خود ببینند؛ نه مسئولانی که برای بقای خویش، دست به دامان مدافعان دیروز و مخالفان امروز شوند. بازی با احساسات مردم و تکرار وعدههای توخالی، دیگر حنایش رنگی ندارد.
خوزستان، بیش از هر زمان دیگری، تشنه یک تحول حقیقی است. تحولی در اندیشه، در اراده و در میدان عمل. اگر استاندار همچنان بر همین مدار وادادگی و مصلحتجوییهای حقیرانه اصرار ورزد، بیتردید نام او نیز، در کنار مدیران بیخاصیت و بیاراده تاریخ این استان ثبت خواهد شد، همان مدیرانی که فرصتها را به باد فنا دادند و خنجری تازه بر پیکر رنجور خوزستان فرو کردند.
اینجا خوزستان است؛ سرزمین خون، ایثار و مقاومت. این مردم، از مدیرانشان، شجاعت میطلبند، نه سازش با زالوهای فرصتطلب و نمایشهای تکراری و بیحاصل.



