استاندار در آتش قدرت؛ «باوی» قربانی «سیاستهای تحقیرآمیز» شد!

باوی؛ نقطه پایان اعتماد! استاندار خوزستان اعتبار خود را پای «باجدهی سیاسی» قربانی کرد!
اهواز ژورنال- گزارش سیاسی؛ انتصاب اخیر باقر اسماعیلی زاده به عنوان فرماندار شهرستان باوی، با واکنشهای گستردهای در محافل سیاسی و اجتماعی خوزستان روبهرو شده است. این تصمیم نه تنها در میان فعالان و بدنه اصلاحطلبان عرب و همفکران غیرعرب اصلاحطلب استان موجی از نارضایتی پدید آورده، بلکه پرسشهایی جدی را در مورد شیوه مدیریت و رویکرد استانداری خوزستان، به ویژه شخص محمد موالیزاده، برانگیخته است.
شهرستان باوی، که کاملاً عربنشین است، انتظار انتصاب فرمانداری آشنا با فرهنگ و مقتضیات بومی منطقه را داشت. از همین رو، انتصاب فردی که از سوی منتقدان، “کمتجربه” و “فاقد شناخت عمیق از جغرافیای فرهنگی و طوایف باوی” توصیف میشود، به مثابه بیاعتنایی به هویت و مطالبات مردم منطقه تعبیر شده است.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که موالیزاده در تلاش برای حفظ ثبات موقعیت خود در استانداری، رویکردی “معاملهگرانه” در پیش گرفته است. گفته میشود این رویکرد پیش از این در انتصاباتی در اهواز نیز مشاهده شده و اکنون شهرستان باوی نیز متأثر از ملاحظات پشت پردهای شده که به زعم منتقدان، نه بر اساس شایستهسالاری بلکه بر مبنای بدهبستانهای سیاسی است.
نارضایتیها دامنگیر اصلاحطلبان نیز شده است. جریان اصلاحطلب عرب که در گذشته از حامیان اصلی استاندار محسوب میشد، امروز علناً از عملکرد وی فاصله گرفته است. حتی در میان همفکران غیرعرب اصلاحطلب نیز نگرانیهایی از بابت تضعیف جایگاه این جریان در استان به دلیل رویکردهای مدیریتی استاندار مطرح شده است. منتقدان معتقدند که استاندار به جای ایفای نقش یک عامل وفاق، بیشتر تحت تأثیر لابیهای سیاسی و اقتصادی عمل میکند.
مسئله اصلی فراتر از هویت قومی فرماندار است؛ مهم، بیتوجهی به بافت اجتماعی و فرهنگی منطقهای است که اداره آن مستلزم شناخت عمیق از آداب و رسوم، قبایل و شیوخ محلی است. پرسش این است که آیا استانداری در مناطق با بافت جمعیتی متفاوت (همچون مناطق بختیارینشین) نیز چنین رویکردی را در پیش میگیرد؟ این پرسشها به این نگرانی دامن میزند که شهرستان باوی به میدانی برای آزمون سیاستهایی تبدیل شده که ممکن است به عدالت اجتماعی و احترام به هویتهای محلی بیتوجه باشد.
نقش مشاوران استاندار نیز در این میان محل تأمل است. در حالی که برخی مشاوران در فضای عمومی از استاندار حمایت میکنند، پشت پرده عملکرد آنها در ارتباط با مراکز قدرت و ثروت مورد پرسش قرار گرفته است. منتقدان میپرسند آیا این حلقه نزدیک به استاندار، دغدغه مردم باوی را داشتهاند و میتوانستند از ظرفیتهای محلی برای انتصاب یک فرماندار بومی استفاده کنند؟ این ابهام، سوال از “منافع پنهان” در تصمیمگیریهای کلان را تقویت میکند.
معاون سیاسی ـ اجتماعی استاندار نیز که این روزها نقشی فعال در انتصابات دارد، در این مورد خاص، سکوت و عدم ورود جسورانه به این چرخهی انتصابات تبعیضآمیز مورد نقد قرار گرفته است. این در حالی است که از تیمی که ادعای اصلاحطلبی دارد، انتظار میرود به اصول عدالت در توزیع مناصب پایبند بماند.
در مجموع، تحلیلگران بر این باورند که استاندار خوزستان در تلاش برای تثبیت موقعیت خود، حاضر به پرداخت هزینههای سیاسی و اجتماعی شده است؛ هزینههایی که پایگاه اجتماعی او در میان اصلاحطلبان و اعتماد مردم عرب خوزستان را متزلزل ساخته است. این رویکرد، به زعم منتقدان، نشان میدهد که استاندار از گفتمان وفاق و اصلاحات نیز فاصله گرفته و در مسیر حفظ قدرت، مطالبات و انتظارات مردم را نادیده میگیرد.


