مکانیسم ماشه در بازار ارز ایران

اهواز ژورنال- یادداشت تحلیلی اقتصادی – عارف شجراتی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی؛ اعمال دوبارهی تحریمها و فعال شدن مکانیسم ماشه بار دیگر اقتصاد ایران را در معرض یکی از حساسترین آزمونها قرار داده است.
این پرسش جدی پیش روی جامعه قرار دارد که چرا با هر فشار خارجی، نرخ ارز در ایران با شدت واکنش نشان میدهد و گاه جهشهایی رخ میدهد که کل نظام اقتصادی و معیشتی کشور را تحتتأثیر قرار میدهد؟
پاسخ این پرسش صرفاً در بیرون از مرزها و در تحریمها نهفته نیست، بلکه در درون اقتصاد ایران و در سیاستهای مالی و پولی سالهای اخیر ریشه دارد.
واقعیت آن است که جهش ارزی، بدترین نوع بیثباتی در اقتصاد هر کشوری به شمار میرود.
این پدیده نهتنها سفره مردم را کوچک میکند، بلکه اعتماد به آینده، میل به سرمایهگذاری و حتی انسجام اجتماعی را تضعیف میکند.
هر فرد یا نهادی که در ایجاد یا استمرار این بیثباتی سهمی داشته باشد ـ چه آگاهانه و چه از روی ناآگاهی ـ در واقع در یکی از سنگینترین خسارتهای اقتصادی کشور شریک است و باید نسبت به پیامدهای آن پاسخگو باشد.
به گفتهی علی میرزاخانی (سردبیر روزنامهی دنیای اقتصاد) در تحلیلهای اقتصادیاش، سه رویکرد اصلی دربارهی نرخ ارز وجود دارد.
نخست کسانی که معتقدند تنها راه واقعی برای تثبیت بازار ارز، خاموش کردن موتور تورم است؛ یعنی همان دستگاه چاپ پول بدون پشتوانه که عامل اصلی رشد نقدینگی و بیثباتیهای اقتصادی به شمار میآید. تجربهی بیش از ۹۵ درصد کشورهای جهان نیز نشان میدهد که با کنترل رشد نقدینگی و ایجاد انضباط پولی، میتوان به پولی باثبات دست یافت.
گروه دوم کسانی هستند که اگرچه ممکن است از قدرت مقابله با موتور تورم ناامید باشند، اما دستکم بر ضرورت تعدیل تدریجی نرخ ارز متناسب با تورم تأکید دارند. آنان میدانند که اگر این تعدیل صورت نگیرد، انرژی انباشتهی تورم دیر یا زود در نرخ ارز تخلیه میشود و جهش ناگهانی را رقم میزند.
در کنار این دو گروه اما جریان سومی نیز وجود دارد که با شعار زیبا و فریبندهی «حمایت از ارزش پول ملی»، عملاً در برابر هرگونه تعدیل تدریجیْ مقاومت میکند. این گروهِ پرصدا، چه از روی بیاطلاعی و چه از سر مصلحتجویی، با انکار واقعیت بازار ارز، زمینهساز همان جهشهایی میشوند که هزینهاش بر دوش مردم میافتد.
در چنین شرایطی، تحریمها و مکانیسم ماشه نقشی شبیه جرقهای دارند که به انبار باروت اصابت میکند.
زمانی که موتور تورم روشن باشد و نقدینگیْ بیمحابا افزایش یابد، کوچکترین فشار بیرونی ــ خواه کاهش درآمدهای ارزی، خواه محدودیت در صادرات نفت یا حتی اخبار سیاسی منفی ــ میتواند شوکی بزرگ در بازار ارز ایجاد کند.
در واقع تحریمها به تنهایی قادر به ایجاد جهش ارزی نیستند؛ آنچه جهش را ممکن و شدید میسازد، ساختار بیمار اقتصاد داخلی است که با تورم مزمن و چاپ پول بیپشتوانه پیوند خورده است.
از این رو، راهحل روشن و تکرارشدنی است: یا باید با انضباط مالی و پولی، رشد نقدینگی را مهار کرد و موتور تورم را خاموش ساخت، یا اگر توان چنین کاری وجود ندارد، باید به شکل شفاف و تدریجی اجازه داد نرخ ارز متناسب با واقعیتهای اقتصادی حرکت کند. در غیر این صورت، انکار واقعیت و پناه گرفتن پشت شعارها، همان سرنوشتی را رقم خواهد زد که بارها در سالهای گذشته تجربه کردهایم: جهشهای ناگهانی و ویرانگر در نرخ دلار که نه ارزش پول ملی را حفظ میکند و نه معیشت مردم را.
فعال شدن مکانیسم ماشه و تشدید تحریمها بار دیگر یادآور میشود که بیثباتی ارزی سرنوشت محتوم اقتصاد ایران نیست، بلکه نتیجه انتخابهای ماست.
اگر سیاستگذار همچنان بر تثبیت صوری نرخ ارز اصرار ورزد، باید آماده باشد که کوچکترین تلنگر خارجی، اقتصاد ملی را به لرزه درآورد. اما اگر شجاعت اصلاح ساختارها و صراحت در مواجهه با واقعیتهای اقتصادی وجود داشته باشد، حتی سختترین تحریمها هم قادر به ایجاد جهش ارزی نخواهند بود.
در نهایت، اقتصادیترین رویکرد مبتنی بر منطق اقتصاد آزاد، ترکیبی از دو راهکار نخست و دوم است: خاموش کردن موتور تورم و در عین حال، اجازه دادن به تعدیل تدریجی نرخ ارز متناسب با متغیرهای بازار. چنین رویکردی میتواند راه را برای ثبات پایدار در بازار ارز و بازسازی اعتماد عمومی هموار سازد.




