یادداشتی که در دفاع از استاندار خوزستان منتشر شده، بیش از آنکه پاسخی مستند به نقدها باشد، تلاشی تبلیغاتی برای ترمیم چهرهای ناکارآمد است؛

«روایت وارونه از خوزستان؛ دفاع از مدیران با آمار و ادعا»
اهواز ژورنال- یادداشتی که در دفاع از استاندار خوزستان منتشر شده، بیش از آنکه پاسخی مستند به نقدها باشد، تلاشی تبلیغاتی برای ترمیم چهرهای ناکارآمد است.
۱. احیای خوزستان یا بازی با آمار؟
افزایش درصدی بودجه یا کلنگزنی چند طرح نیمهتمام، نشانه توسعه نیست. در حالیکه دهها پروژه عمرانی در خوزستان ماههاست متوقف مانده و بسیاری از واحدهای صنعتی همچنان راکدند، سخن گفتن از «رشد قابل توجه شاخصها» جز آمارسازی معنای دیگری ندارد.
۲. فراجناحی یا بیتفاوتی سیاسی؟
ادعای فراجناحی بودن در عمل به حذف نیروهای بومی و بیاعتمادی به ظرفیتهای استان انجامیده است. شایستهسالاری زمانی معنا دارد که خروجی آن کارآمدی باشد، نه چینش مدیران بیاثر و کمتحرک که صرفاً تکرارکننده تصمیمات مرکز هستند.
۳. لابی یا وابستگی؟
تعامل با دولت مرکزی اگر به جذب منابع منجر شود، قابل تحسین است؛ اما آنچه در خوزستان دیده میشود، وابستگی کامل تصمیمات به اراده وزارتخانههاست. این یعنی تضعیف اختیارات استانی و از دست رفتن استقلال مدیریتی که لازمه توسعه پایدار است.
۴. آرامش یا رکود اجتماعی؟
کاهش اعتراضات الزاماً به معنای رضایت مردم نیست. وقتی جامعه درگیر بیکاری، فقر و بیاعتمادی است، سکوتش از خستگی است نه از رضایت. واقعیت خوزستان را باید در چهره جوانان بیکار، هوای آلوده و روستاهای بیآب دید، نه در گزارشهای روابط عمومی استانداری.
بهتر است نویسنده یادداشت مدافع، پیش از دفاعهای تکراری و غیرواقعی، اندکی به میدان واقعی استان نگاه کند؛ جایی که مردم با مشکلات زندگی میکنند، نه با آمار و ادعا.





