آقای استاندار و نمایندگان خوزستان؛ خودسوزی جوان اهوازی نتیجه سکوت شما در برابر شهرداری قانونگریز اهواز است!

وقتی عدالت در خوزستان شعلهور شد/ آتش احمد بالدی پرده از فساد شهرداری اهواز برداشت
اهواز ژورنال– خودسوزی احمد بالدی، جوان ۲۱ ساله اهوازی، نه صرفاً یک تراژدی انسانی، بلکه سندی تلخ از فروپاشی اعتماد مردم به حاکمیت قانون در خوزستان است. وقتی جوانی در آتش بیعدالتی میسوزد، یعنی در جایی از ساختار قدرت، قانون جای خود را به لابی و منفعت داده است.
در حالیکه شورای حل اختلاف استان و حتی برخی نمایندگان مجلس، در ۱۹ مورد تخلف آشکار شهرداری اهواز را تأیید و محرز دانستهاند، هیچ اقدامی برای اصلاح وضعیت صورت نگرفت. همه میدانند شهردار اهواز در آستانه عزل بود، اما استاندار و نمایندگان نتوانستند یا نخواستند ارادهای جدی برای اجرای قانون نشان دهند. چرا؟ چون زورشان به لابی اصفهانی و سیاستهای منفعتطلبانهای که از وزارت کشور تا شورای شهر امتداد دارد، نرسید.
شهرداری که با زدوبند و فشار سیاسی در جای خود ماند، حالا به جایی رسیده که به مأمورانش اجازه میدهد با زندگی مردم همانگونه رفتار کنند که با زبالههای شهری. وقتی قانونی برای توقف تخلف شهردار وجود ندارد، چطور میتوان از مأمور اجرائیات انتظار داشت جان یک جوان را جدی بگیرد؟ طبیعی است مدیری که قانون را دور زده تا بماند، امروز در برابر خون یک جوان هم احساس مسئولیت نکند.
احمد بالدی خود را آتش زد، اما این آتش فقط تن او را نسوزاند؛ بلکه چهره بیتفاوت و سنگی مدیریت شهری و سیاسی خوزستان را نیز عریان کرد. آیا جان یک جوان اهوازی واقعاً برای نمایندگانی که همیشه دنبال دوربیناند، ارزشی نداشت؟ یا چون مسئول اجرائیات شهرداری منطقه ۳، پسرخاله یکی از همین نمایندگان است، همه ترجیح دادند در برابر فاجعه سکوت کنند؟
سؤال ساده است: چرا هیچکس از استاندار گرفته تا دستگاههای نظارتی و مدعیالعموم، در برابر این جنایت خاموش، واکنشی نشان ندادهاند؟ مگر نه اینکه مأموران بدون حکم و برخلاف دستور دادستان، اقدام به تخریب محل نان خانوادهای کردند؟ مگر نه اینکه جوانی در اعتراض به همین بیعدالتی، شعلهور شد؟ پس قانون کجاست؟ عدالت کجاست؟
در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان این حادثه را صرفاً یک «اتفاق تلخ» دانست. این نتیجه مستقیم سالها مماشات و سکوت در برابر فساد ساختاری در مدیریت شهری اهواز است. وقتی قدرت سیاسی، جای عدالت را میگیرد، وقتی لابیهای غیربومی بر تصمیمات محلی حاکم میشوند، نتیجهاش همین است: جوانی اهوازی باید بسوزد تا شاید صدایی از این خاموشی بلند شود.
خوزستان امروز بیش از هر زمان دیگری به استانداری شجاع و نمایندگانی مستقل نیاز دارد؛ کسانی که نه از لابی اصفهانی بترسند، نه از فشار وزارت کشور. مردم خستهاند از وعده و بازیهای سیاسی. این مردم عدالت میخواهند، نه اشک مصنوعی بعد از سوختن فرزندانشان.
در پایان، اگر مسئولان همچنان در برابر این فاجعه انسانی سکوت کنند، تاریخ از آنان با عنوان «شاهدان خاموش خودسوزی عدالت» یاد خواهد کرد.
احمد بالدی قربانی بیقانونی بود، نه تنها مأموران اجرائیات. قربانی سیستم مدیریتیای شد که در آن، قدرت از قانون بالاتر است و انسانیت کمارزشتر از لابی.




