پاسخی به یادداشتی که اخیراً با عنوان «استانداری مقتدر اما بینیاز از هیاهو» منتشر شده؛

اقتدار با شعار تفاوت دارد
اهواز ژورنال– در یادداشتی که اخیراً با عنوان «استانداری مقتدر اما بینیاز از هیاهو» منتشر شده، تلاش شده تصویری کاملاً مثبت و بینقص از عملکرد استاندار خوزستان، دکتر موالیزاده، ارائه شود؛ تصویری که با واقعیتهای میدانی و ارزیابی عملکرد مدیریتی ایشان در تضاد است.
نویسنده، مخالفان را متهم به «بیاطلاعی یا غرضورزی» کرده، در حالیکه انتقادهای کارشناسان و رسانهها نه از سر غرض، بلکه ناشی از مشاهدهی مستقیم ضعف در تصمیمگیریها، کندی در اجرای طرحها و بیتوجهی به مطالبات اقتصادی و زیستمحیطی مردم است.
هرچند تواضع و حضور در میان مردم ویژگی مثبتی است، اما آنچه از مدیریت استان انتظار میرود، خروجی ملموس در بهبود اشتغال، مهار بیکاری و حل بحران صنایع راکد است. حضور در میان مردم اگر به تصمیم و اقدام نینجامد، تبدیل به نمایش مردمیبودن میشود نه نشانهی کارآمدی.
در بخش دیگری از یادداشت، «نه گفتن» استاندار بهعنوان نشانهی اقتدار مطرح شده، اما واقعیت میدانی نشان میدهد بسیاری از پروژههای مهم خوزستان، از جمله طرحهای اشتغالزایی پاییندستی نفت و احیای واحدهای صنعتی، هنوز درگیر بوروکراسی و بیتصمیمیاند. اقتدار در مدیریت، در «نه گفتن به ناکارآمدی» معنا پیدا میکند نه صرفاً در اعلام مخالفتهای کلی و رسانهای.
مواردی که نویسنده بهعنوان نمونهی اقتدار ذکر کرده، در بهترین حالت در حد شعار باقی مانده است. مقابله با مافیای آب، زمینخواری و فساد مالی، نیازمند نتایج قابل ارزیابی است؛ نه بیانیههایی که هنوز گزارشی از برخورد عملی با متخلفان در پی ندارد.
حمایت از زنان در مدیریت اقدامی ارزشمند است، اما جامعه زمانی از این سیاست نفع میبرد که انتصابات واقعی، شفاف و بر پایه شایستگی باشند؛ نه در حد چند نمونه محدود برای تزیین کارنامهی مدیریتی.
سفرهای بیتشریفات و بازدیدهای شبانه اگرچه نمادیناند، اما مردم خوزستان بیش از هر چیز، نتیجه میخواهند: کاهش بیکاری، مهار آلودگی هوا و رفع فقر ساختاری. نمایش سادهزیستی بدون تغییر در وضع معیشت مردم، چیزی جز پوستهای تبلیغاتی نیست.
در نهایت، اقتدار مدیریتی زمانی معنا دارد که در برابر ناکارآمدی زیرمجموعهها نیز ایستادگی شود. تا زمانیکه مدیران ناتوان در پستهای کلیدی باقی میمانند و چرخ اقتصاد استان از کار افتاده است، سخن گفتن از عدالتمحوری و شفافیت، بیش از آنکه واقعیت باشد، بخشی از روایتسازی رسانهای است.
مردم خوزستان نیازی به روایتهای تبلیغی ندارند؛ آنان در میدان واقعیت، قضاوت خود را بر اساس نتیجه خواهند کرد، نه بر اساس یادداشتهایی که کارنامهی ناکامیها را در زرورق واژههای زیبا میپیچند.





