یادداشت:

سرمایه اجتماعی را به نام چه کسی مصادره میکنیم؟
اهواز ژورنال- یادداشت مشترک: حسن طرفى – سامان فرجى؛ عملکرد دولت پزشکیان و متولیان محلی آن در خوزستان، دست کم برای بخش قابل توجهی از بدنه اجتماعی و نیروهای حـامى دولت، قابل قبول نیست. دو سال پیش قرار بود نیروهای همراه دولت و بدنه اجتماعی آن، پشتوانه تغییر و اصلاح باشند؛ اما امروز این پرسش جدی مطرح است که چرا بخش مهمی از سرمایه اجتماعی جریان حامى دولت در استان، به جای آنکه به میدان بیاید، در حصار چند چهره و حلقه محدود گرفتار شده است؟
مسئله فقط استاندار یا چند مدیر و مسؤل ستادی نیست. مسئله شکل گیری نوعی مناسبات است که در آن برخی خود را متولی و طرف حساب جریان منتسب به دولت می دانند و عملا مسیر ارتباط میان دولت و بدنه اجتماعی را از فیلتر خود عبور می دهند. نتیجه چنین رویکردی اگر این برداشت درست باشد، چیزی جز محدود شدن میدان برای نیروهای جوان، سالم، متخصص و مستقلی نیست که نه وامدار کسی هستند و نه زیر بلیت هیچ یک از حضرات می روند.
این جوانان قرار نبود میراث خوار دولت باشند. قرار بود بخشی از نیروی اجتماعی و فکری دولت باشند، انتخابات اساسا با تغییر معنا پیدا می کند و اگر قرار باشد پس از انتخابات همان حلقه های محدود، خود را صاحب انحصاری تصمیم و تفسیر بدانند، دیگر چه تفاوتی میان حامی دولت و متولی دولت باقی میماند؟
جناب آقای موالی زاده: جنابعالی به عنوان امین دولت در خوزستان، اگر واقعا خود را متعهد به گفتمان دكتر پزشکیان و به ویژه ایده صدای بیصدایان بودن می دانيد، باید به این مسئله دقت ویژه داشته باشيد كه: صدای جوانان مستقل حامى دولت را نباید از پشت درهای بسته، گعده های خصوصی و اتاق های محدود شنید. این جوانان نه سهم می خواهند و نه میراث، فرصت می خواهند برای اینکه توان، سلامت نفس و سرمایه اجتماعی خود را در خدمت استان بگذارند.
اگر بناست سرمایه اجتماعی جوانان، قربانی رقابت های درون جریانی، پدرخواندگی و مناسبات وامداری شود، باید پرسید این همه تلاش، نشست، سفر، دیدار و تعهد در روزهای انتخابات برای چه بود!؟
سرمایه اجتماعی را نمی توان در روز انتخابات از مردم گرفت و پس از انتخابات به نام چند نفر مصادره کرد.
امروز مسئله اصلی حذف چند جوان نیست: مسئله، حذف نسلی از نیروهای مستقل و سالمی است که می توانستند بخشی از آینده دولت و مدیریت خوزستان باشند. این چرخه باید متوقف شود.




