یادداشت؛

چرا دولت پزشکیان در خوزستان محبوب نیست؟
اهواز ژورنال- سامان فرجی، فعال اصلاحطلب؛ دوسال پیش وقتی دولت پزشکیان بر سر کار آمد، عدهای متولیان محلی نظیر روسای ستادی ایشان طرف توجه و مشورت برای انتخاب استاندار قرار گرفتند، ملک مکوندی رئیس ستاد مردمی و صفایی مقدم رئیس ستاد مرکزی ، آقایان سواری و سلامی و بعضی پدرخواندگان تهران نشین اصلاحطلب بدون مراجعه به نظر دیگران، گزینههای دیگر را کنار زدند و با شعار عوام پسندانه انتخاب استاندار عرب، نسخه انتصاب دکتر موالی زاده را به عنوان، استاندار خوزستان به هیأت دولت تحمیل کردند این اشخاص بعد از انتصاب موالی زاده صاحب جریان شده و در یک ساز و کار غیر رسمی آقای موالی زاده تنظیم روابط بدنه اجتماعی با دولت و امور محلی را به این اشخاص محول و جلسات منظمی در ساختمان استانداری با آنان برگزار می کرد، به طوریکه برای دسترسی به شخص استاندار از هیچ روش دیگری جز عبور از نظر این هسته و جلب رضایتشان، ممکن نبود.
آنها در هسته انتصابات جدید، نماینده بدنه اجتماعی با قومیت های خود معرفی شدند، از آن لحظه هر نوع رویکرد، و تعریف اولویت استانی یا انتصاب اشخاصی و توزیع فرصتها به عهده ومسئولیت این اشخاص بود، برای نمونه ملک محمد مکوندی معاونت سیاسی استانداری را مطالبه و در تعیین اولین معاون سیاسی استانداری و انتصاب معاونت فعلی و زیر مجموعه هم نقش اساسی داشت، وی همچنین در چینش فرمانداران و بخشداران مناطق بختیاری نشین و تعدادی از مدیران کل نقش اساسی داشت، بنحوی که وقتی مردم شهرهای شمال و شرق استان برای طرح مشکلات خود به استاندار مراجعه می کردند، ایشان مشورت در این مناطق را منوط به اخذ نظر ملک محمد مکوندی می کرد، در تنظیم روابط ستادهای مرکزی و روابط با بدنه اجتماعی اصلاحطلبان عرب هم به ترتیب اسامی نظیر صفایی مقدم، سواری و عبدالله سلامی و..بگوش میرسید.
از ابتدای حمله دشمن اسرائیلی-آمریکایی بدنه اجتماعی به فراخور شرایط جنگی راه سکوت را در پیش گرفت چون ضرورت دفاع ملی در اولویت قرار داشت، اما فرصت سوزی و ناکارآمدی دولت پزشکیان در خوزستان و خرد شدن جامعه در زیر بار مشکلات ناشی از عملکرد این دولت، موجب کاهش تاب آوری جامعه و ایجاد فاصله بیشتر با دولت شد.
اینکه طبق آمار رسمی وزارت کشور، به رغم اختیارات بی سابقه موالی زاده، پس از دوسال عملکرد دولت پزشکیان در خوزستان، پایینترین رتبهها در شاخصهای ارزیابی کسب کرده، علاوه بر این، انتظارات مردم استان و بدنه اجتماعی از موالی زاده برآورده نشده است.
عدم موفقیت دولت پزشکیان ناشی از عملکرد استاندار و حلقه واسط متولیان محلی او به متولی گری، صفایی مقدم، ملک محمد مکوندی، سلامی، و سایر روسای ستادی ایشان و همچنین پدر خوانده هایی نظیر کربلایی و میدری و…است.
عاقبت حبس فرصتها در دایره تنگ گعده ها، نگاه بسته و خشم آگین نسبت به همقطاران، محلی گرایی، طایفه بازی ،تمامیت خواهی و عدم پاسخگویی به بدنه اجتماعی و سر آخر انکار نقش مخرب و مسئولیت گریزی از شرایطی که متولیان محلی ایجاد کرده اند، موجی از دلسردی و سرخوردگی را در میان مردم ایجاد و سرمایه اجتماعی دولت را ناچیز کرده است.
نارضایتی بدنه اجتماعی نشان می دهد که اسامی و اشخاص مذکور و حلقه ها و منافع آشکار و پنهانشان، بخش عمدهای از مشکلات استان خوزستان هستند.
جای تأسف این است که در محافل تهران و مراکز تصمیم ساز کشور، این اشخاص، هنوز به چشم راه حل نگریسته میشود و کسی نمیداند که منافع اشخاص مذکور، و نگاه متصلب شان به جامعه، خود بخشی از مصایب و مسایل این استان است.





