یادداشت؛

مدعیان سیاسی، منتفعان اقتصادی؛ وقتی منافع بر مطالبه گری غلبه می کند
اهواز ژورنال– یادداشت، حسن طـرفی، فعال اصلاحطلب؛ نزدیک به دو سال از حضور آقای موالی زاده در استانداری خوزستان می گذرد. حضوری که از ابتدا بخش مهمی از پشتوانه سیاسی آن به جریان اصلاح طلب و ستاد انتخاباتی دکتر پزشکیان نسبت داده می شد. اما امروز پرسش جدی این است، آنانی که خود را هسته سخت این جریان می دانستند، در برابر عملکرد دولت در استان و به ویژه انتصاب نیروهای غیر همسو با گفتمان دولت، کجا ایستادهاند؟
نمی توان مدعی اصلاح طلبی و حامی دولت بود، اما همزمان در برابر تضعیف نیروهای جوان، فعال و موثر همین جریان سکوت کرد. آن همزمانی که برخی چهره های مدعی، به جای مطالبه گری سیاسی، در مناسبات اقتصادی و مدیریتی استان حضوری پررنگ پیدا کرده و از این وضعیت منتفع شده اند. اگر حمایت سیاسی قرار بود به سهم خواهی و منفعت جویی ختم شود، تفاوت این رفتار با همان مناسباتی که سالها نقدشان می کردید، در چیست؟
در این میان، استاندار خوزستان نیز از این فضا و ظرفیت استفاده کرده است. و با شیبی ملایم، فاصله خود را از ماموريت اصلی و محوله دولت بیشتر کرده و در مسیری حرکت کرده است که به تثبیت و تقویت نیروهای غیرهمسو با دولت در مناصب حاکمیتی و اقتصادی می انجامد.
انتصاب هایی که نه تنها با وعده تغییر و گفتمان دولت همخوانی ندارد، بلکه به نظر می رسد در هماهنگی و همراستایی با جریان پایداری و نیروهای نزدیک به آن صورت می گیرد.
آنچه در این میان مغفول مانده، صدای فراموش شده بی صدایان است، که از پیش هم غریب تر و مهجورتر شده اند.
بى صدايان مردمى هستند که قرار بود محور تصمیم گیری ها باشند، اما بار دیگر در حاشیه مناسبات قدرت، سهم خواهی و رانت قرار گرفته اند. باز هم قدرت و رانت بر اراده و خواست مردم غلبه کرد.
صد البته مسئله امروز فقط آقای موالی زاده نیست. مسئله اعتبار جریانی است که در انتخابات از مردم راى خواست و وعده تغییر داد. سکوت مدعیان وقتی پای منافع و موقعیت های شخصی و رفاقتى (جريان تبديل به گعده هاى چند نفرى شد) در میان باشد، دیگر مصلحت اندیشی سیاسی نیست. بلكه فاصله گرفتن از همان مردمی است که به نام آنان سخن گفتید. وقت آن رسیده است که مدعیان سیاسی، پیش از دفاع از منافع خود، درباره عملکرد سیاسی شان پاسخگو باشند.



