تمرکزگرایی دولتها، توسعه نیافتگی خوزستان


اهواز ژورنال- یادداشت؛ عادل عکرش – خوزستان، بهعنوان یکی از مهمترین و راهبردیترین استانهای کشور، همواره در کانون توجه سیاستگذاران ملی قرار داشته است؛ اما این توجه عمدتاً در قالب رویکردی متمرکز، از بالا به پایین و بدون درک صحیح از الزامات محلی بروز یافته است. نتیجه این سیاستها چیزی جز عقبماندگی نسبی، نارضایتی عمومی، بحرانهای محیطزیستی و زیرساختی، و ناتوانی در تحقق ظرفیتهای واقعی استان نبوده است.
خوزستان از منابع طبیعی بینظیری برخوردار است؛ از جمله ذخایر عظیم نفت و گاز، رودخانههای بزرگ و زمینهای حاصلخیز. با این وجود، بهرهبرداری از این منابع عمدتاً در راستای منافع ملی و با کمترین بازگشت مستقیم به خود استان صورت گرفته است. این امر باعث شده توسعهیافتگی خوزستان نه تنها همسطح با منابع آن نباشد، بلکه در برخی شاخصها نظیر کیفیت خدمات عمومی، آموزش، بهداشت و زیرساختهای شهری و روستایی، پایینتر از میانگین کشوری قرار گیرد.
تمرکزگرایی، که ریشه در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران دارد، در عمل فرصتهای توسعهای خوزستان را محدود کرده است. تصمیمگیری درباره پروژههای کلان، تخصیص منابع، نحوه مدیریت منابع آبی و مسائل زیستمحیطی، غالباً در تهران انجام میشود؛ آن هم بدون حضور مؤثر نخبگان، کارشناسان بومی و جامعه محلی. چنین رویکردی، نه تنها منجر به تدوین برنامههای غیرواقعبینانه و ناکارآمد شده، بلکه احساس بیعدالتی و طردشدگی را در میان مردم استان تشدید کرده است.
برای عبور از این وضعیت، لازم است ساختار حکمرانی توسعه در خوزستان بازتعریف شود. تمرکززدایی واقعی، نه در قالب شعار بلکه بهصورت عملی، باید در دستور کار دولت و نهادهای قانونگذار قرار گیرد. این امر مستلزم تقویت جایگاه نهادهای محلی همچون شورای برنامهریزی استان، واگذاری اختیارات اجرایی به مدیران بومی، و ایجاد سازوکارهایی برای مشارکت مؤثر دانشگاهها، تشکلهای مدنی و بخش خصوصی در فرآیند تصمیمگیری است.
همچنین باید نظام بودجهریزی کشور بهگونهای بازنگری شود که استانها، بهویژه استانهای مولدی چون خوزستان، از سهم متناسبی از درآمدهای تولیدی خود بهرهمند شوند. در کنار آن، بهرهگیری از مدلهای موفق توسعه منطقهای – مانند مناطق خودگردان اقتصادی و الگوهای حکمروایی چندسطحی – میتواند به الگویی کارآمد برای خوزستان تبدیل شود.
توسعه پایدار خوزستان در گرو درک این واقعیت است که تصمیمگیری متمرکز و نگاه غیرمنعطف به مسائل منطقهای، نه تنها به تضعیف پتانسیلهای استانی منجر میشود، بلکه در بلندمدت هزینههای ملی را نیز افزایش خواهد داد. توسعه خوزستان، توسعهای استراتژیک برای کل کشور است؛ اما این توسعه تنها در بستر حکمرانی محلی، مشارکت اجتماعی و عدالت در توزیع منابع قابل تحقق است. پیشنهاد میگردد مطالبه اصلی مدیریت فعلی استان روی کاهش تصمیمگیریهای متمرکز در پایتخت برای خوزستان، تحقق آرزوی قدرتسپاری به استان در حوزه برنامهریزی و تفویض اختیارات بودجهریزی از محل منابع استراتژیک درون استان متمرکز گردد.




